۱۳۸۹ اسفند ۷, شنبه

قابل توجه خواهر زاده آقای خامنه ای

خواهر زاده آقای خامنه ای اخیرا با سایت منسوب به نیک آهنگ کوثر مصاحبه ای انجام داده و مطالبی را علیه دکتر سروش که بیش از یک دهه است خود و خانواده اش تحت فشار نهادها امنیتی قرار دارند و از سال 74 یکی از قدیمی ترین قربانیان گروههای فشار بوده بیان کرده .

دکتر از هنگام حمله به اردوی دفنر تحکیم وحدت در سال 83 ناچا به ترک ایران شد. خود و خانواده اش بارها از سوی نهادهای امنیتی نواحته شدند. حلقه کیان پس از دوم خرداد بزرگترین نقش را در انتشار روزنامه هایی همچون جامع مدنی و باز کردن فضای مطبوعاتی و پیگری قتل های زنجیره ای در ایران داشت.

روزنامه نیویورک تایمز در تاریخ سوم می 1985 از مصاحبه بدری خامنه ای خبر می دهد که همراه 5 فرزند ( که احتمالا همین جناب هم یکی از آنان بوده است ) در سالهای جنگ ایران و عراق که وجب به وجب خاک کشور به قیمت تکه تکه بدن جوانان ایران حفظ شد ، به عراق گریخته و سالها مهمان صدام بودند.پدرشان شیخ علی تهرانی پیشتر گریخته بود.  ظاهرا پس از حمله آمریکا به عراق و خراب شدن اوضاع آن سامان پدر مکرمشان به خاک کشور بازگشت. برخورد سختی با او نشد.  


The sister of the Iranian President, Hojatolislam Ali Khamenei, arrived in Baghdad today and said at a news conference that she had fled from Iran to join her husband, a dissident, in Iraq.
The woman, Badri Hussein Khamenei, said she and her five children had ''left Iran illegally by road through a border crossing point,'' adding, ''We have no passports.'' She said her brother had refused to help them.
She said she fled so her three daughters and two sons could be ''reunited with their father,'' Sheik Ali Tehrani, who was granted political asylum by Iraq in March 1984. He is known for his opposition to Ayatollah Ruhollah Khomeini, the Iranian leader.

درگیری صدام با ایران اساسا ماهیت ملی دشات و به سالهای پیش از انقلاب بر می گشت ، جز یکی دو گروه هیچ یک از گروههای اپوزیسیون ( و همچنین خانواده شاه سابق) با همه انتقاداتی که نسبت به حاکمیت داشتند ( به حق یا به ناحق) در هر خال ننگ همراهی با  صداو میهمانی برای وی را نخریدند و این ننگ بیش از همه بر سازمان مجاهدین  و خانواده این جناب نشست. 

احتمالا در آینده نزدیک جناب مسعود رجوی هم طلبکار می شود. برای آقای نیک آهنگ هم متاسفم که وبسایت خودنویس راعرصه بیان دیدگاههای افرادی کرده که باید پیش از هر چیز پاسخگوی اقدامات خودشان باشند.

دکتر سروش واجد هر انتقادی باشد ، دریوزگی قاتل صدها هزار ایرانی را آنهم در سالهای جنگ نکرده است. بهای همان همکاری سالهای اولش را نیز با چندین سال فشار و تهدید پرداخته . 

MOV0051702

۱۳۸۹ اسفند ۶, جمعه

۱۳۸۹ دی ۱۵, چهارشنبه

سوالی از هوداران آقای شهرام همایون

مهران مدیری در سالهای جنگ برای روحیه دادن به رزمندگان ایرانی که با جان خودشان در برابر ارتش صدام از خاک ایران دفاع می کرند تئاتر بازی می کرد است. مدیری پس از جنگ نیز در فیلمی با نام " دیدار" به کارگردانی محمدرضا هنرمند  بازی کرد که بعنوان یک رزمنده مجروح در بیمارستان به خانم پرستار احساس علاقه می کند. این فیلم بدلیل آنکه تصویری از جنگ را ارائه می داد ( رزمنده عاشق ) که تبلیغات رسمی انطباق نداشت  سالها در توقیف ماند و سپس در سالهای پس از دوم خرداد اکران شد.



مدیری در صحنه ای از فیلم دیدار


جناب شهرام همایون برای اینکه اوج شرافت خودش را نشان داده و اثبات که رقش با امثال جنتی و احمدی خاتمی تنها در ظاهر است و نه در باطن ؛ ضمن به هم بافتن دادستانهایی پیرامون سریال شبهای برره و سایر ساخته های مدیری تصاویری از تئاتر های مدیری ؟، بازی او در فیلم توقیف شده دیدار و .. که در اینترنت موجود است را پخش می کند. جالب اینجاست که در شرایطی برنامه های مدیری را مثلا تحلیل سیاسی - اطلاعاتی می کند که حتی نام شخصیت های آنرا هم  اشتباه می گوید !! ( شیخصیت شیر فرهاد را می گوید شیر پنجه !!)


اظهارات شهرام همایون مدتها قبل منتشر شد ، در طی این مدت هوادارن دو آتشه ایشان هیچگاه اعتراضی به این تهمت ها نکردند ، اما چرا اکنون در برابر یک شوخی ساده مدیری این همه بر آشفته اند؟

یکی از وبلاگنویسان تهدید کرده است ، حالادیگر قهوه تلخ را کپی می کنیم ! واقعا فرق ما با سرکوبگران چیست ؟پایبندی به قانون فقط برای رفقای خودمان ؟ حالا کاری نداریم که 200 نفردیگر در کنار پروژه قهوه تلخ نان می خورند ، کاری نداریم که احترام به کپی رایت جزیی از همان قانونگکرایی است که خود ما در جنبش سبز آنرامی خواهیم. بعید نیست که اگر از دستشان برآید توصیه به ترور مدیری هم بکنند. 

دست آخر یک سوال از او و هوادارنش : شما که  ظاهرا نژاد آریایی را مقدس میدانید ، چگونه انتظار دارید و داشتید که بخش عمده جمعیت ایران ( بیش از 60%) که آریایی نیستند ( ترک ، کرد ، ترکمن ، بلوچ ، عرب ، ارمنی ، یهودی ) به جنبش بپیوندند ؟ ضمنا ممکن است برخی از ویژگیهای برتر نژاد آریایی را بیان بفرمایید؟ لازم است که توضیح دهم که خود من هم ، از نزاد آریایی هستم اما هیچگاه  نمی توانم نژاد خودم را به رخ دیگری بکشم یا فضیلتی برایش قائل باشم. 



دیدن این فیلم رو هم توصیه می کنم